السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

480

تفسير الميزان ( فارسي )

كنيم خدا او را مىآمرزد بيش از هفتاد بار استغفار مىكردم . آن گاه رسول خدا بر جنازه اش نماز خواند و او را تشييع كرد و كنار قبر او ايستاد تا از دفنش فارغ شدند . من از جسارت و جرأت خودم بر رسول خدا ( ص ) تعجب كردم ، با اينكه خدا و رسول داناترند . به خدا سوگند جز اندك زمانى نگذشت كه اين دو آيه نازل شد : « وَلا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلى قَبْرِه » كه بعد از نزول آن ديگر رسول خدا ( ص ) بر هيچ منافقى نماز نخواند تا آنكه خداى تعالى او را قبض روح كرد . مؤلف : اينكه رسول خدا ( ص ) در اين روايت فرمود « اگر مىدانستم در صورتى كه بيش از هفتاد بار برايش . . . » صريح است در اينكه آن جناب مايوس بوده است از اينكه مغفرت الهى شامل حال عبد اللَّه بن ابى شود و اين خود شاهد است بر اينكه منظور از جمله « مرا اختيار داده‌اند ، زيرا به من فرموده‌اند چه براى ايشان استغفار كنى و چه نكنى . . . » اين است كه خداى تعالى مساله را بطور ترديد آورده و آن جناب را صريحا از استغفار نهى نكرده است . نه اينكه بطور حقيقت مخيرش كرده باشد بين استغفار و عدم استغفار تا نتيجه اش آن شود كه اگر آن جناب استغفار كند مغفرت حاصل گردد يا حصول آن اميد رود . و از اينجا فهميده مىشود كه استغفار رسول خدا ( ص ) براى عبد اللَّه ابن ابى و نماز خواندنش بر جنازه او و ايستادنش بر قبر او به فرضى كه چيزى از اين مطالب ثابت باشد براى طلب آمرزش و دعاى جدى نبوده هم چنان كه در روايت قمى و رواياتى ديگر گفتارى در اين باب مىآيد . و در همان كتاب از ابن ابى حاتم از شعبى روايت آمده كه عمر بن خطاب گفت : من در اسلام گرفتار لغزشى شدم كه در همه عمرم به مثل آن گرفتار نشدم و آن اين بود كه رسول خدا ( ص ) خواست بر جنازه عبد اللَّه بن ابى نماز گزارد من جامه اش را كشيدم پس از آن گفتم به خدا سوگند كه خدا به تو چنين دستورى نداده است ، مگر نفرموده است : * ( « اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ ، إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّه لَهُمْ » ) * رسول خدا ( ص ) فرمود پروردگارم مرا مخير كرده و فرموده « چه برايشان استغفار كنى و چه نكنى » آن گاه رسول خدا ( ص ) كنار قبر نشست مردم به پسرش مىگفتند : اى حباب چنين كن ، اى حباب چنان كن . رسول خدا ( ص ) فرمود حباب نام شيطان است ، نام تو عبد اللَّه است . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ . . . » ) * گفته است : اين آيه بعد از مراجعت رسول خدا ( ص ) به مدينه نازل شد ، و در آن ايام عبد اللَّه ابن ابى مريض